وقتی سازمانی قرارداد پشتیبانی شبکه میبندد، انتظار سادهای دارد: اگر چیزی خراب شد، کسی پاسخگو باشد. اما این تعریف برای زیرساخت امروزی کافی نیست. شبکه، سرور، کاربران، سرویسهای سازمانی، Endpointها، حسابهای کاربری و امنیت به یکدیگر وابستهاند. اگر پشتیبانی فقط بعد از تماس کاربر شروع شود، بخش بزرگی از زمان تیم فناوری اطلاعات صرف خاموش کردن آتشهایی میشود که بسیاری از آنها قابل پیشگیری بودهاند.
مدانت پشتیبانی شبکه را صرفاً یک فعالیت فنی موردی نمیبیند. هدف این است که پشتیبانی به یک سرویس مدیریتشده، قابل اندازهگیری و قابل گزارش تبدیل شود؛ سرویسی که در آن درخواست کاربر، رخداد شبکه، هشدار مانیتورینگ، تغییر زیرساخت و ریسک امنیتی از یکدیگر جدا نیستند.
تفاوت از ابزار شروع میشود، اما به ابزار ختم نمیشود
یکی از مزیتهای مدانت این است که خود شرکت در حوزه ابزارهای مدیریت فناوری اطلاعات فعالیت تخصصی دارد. محصولاتی مانند ServiceDesk Plus برای مدیریت درخواست و فرآیند، OpManager برای مانیتورینگ، Endpoint Central برای مدیریت Endpoint و ابزارهای دسترسی و امنیت، به تیم پشتیبانی امکان میدهند بهجای اتکا به حافظه افراد و فایلهای پراکنده، روی داده و فرآیند کار کند.
اما داشتن ابزار بهتنهایی مزیت نیست. تفاوت زمانی ایجاد میشود که ابزارها در یک مدل عملیاتی مشخص قرار بگیرند: چه چیزی باید مانیتور شود؟ چه رخدادی Incident است؟ چه تکراری باید به Problem تبدیل شود؟ چه تغییری نیاز به Change دارد؟ چه دسترسیای باید محدود، ثبت و بازبینی شود؟
پشتیبانی شبکه با نگاه ITIL
در مدل سنتی، کاربر تماس میگیرد و کارشناس مشکل را رفع میکند. در مدل مبتنی بر ITIL، درخواست ثبت میشود، اولویت و اثر مشخص میشود، زمان پاسخ و حل قابل اندازهگیری است و اگر یک مشکل دائماً تکرار شود، از سطح Incident بالاتر میرود و به ریشه آن پرداخته میشود.
مانیتورینگ؛ دیدن مشکل قبل از کاربر
پشتیبانی خوب نباید همیشه با تماس کاربر شروع شود. افت فضای دیسک، مصرف غیرعادی CPU، Down شدن یک سرویس، افزایش Packet Loss، قطع یک لینک یا اختلال یک Interface میتواند قبل از تبدیل شدن به شکایت کاربر دیده شود. هشدار وقتی ارزش دارد که به اقدام منجر شود و اقدام وقتی ارزش دارد که قابل ثبت و پیگیری باشد.
کاربران و Endpointها هم بخشی از شبکهاند
بخش بزرگی از تجربه فناوری اطلاعات سازمان در لپتاپ و دسکتاپ کاربران شکل میگیرد. Patch، نرمافزار، ظرفیت دیسک، وضعیت سیستم، دسترسی ریموت و مشکلات روزمره کاربران اگر جدا از پشتیبانی شبکه مدیریت شوند، سازمان دو دنیای مستقل خواهد داشت. در مدل مدانت، پشتیبانی کاربر، Endpoint و زیرساخت در یک زنجیره دیده میشوند. ابزارهایی مانند MedaDesk و Endpoint Central مسیر تشخیص و رفع مشکل را کوتاهتر و کنترلشدهتر میکنند.
امنیت بدون تبدیل پشتیبانی به مانع
پشتیبانی شبکه یعنی دسترسی به بخشهای حساس سازمان. نگاه ISMS و GRC کمک میکند دسترسی، تغییر، ثبت شواهد، تفکیک وظایف و ریسک در کنار سرعت عملیات دیده شوند. هدف این نیست که برای هر کار ساده چندین مانع غیرضروری ساخته شود؛ هدف این است که سطح کنترل با حساسیت مقصد متناسب باشد.
COBIT؛ وقتی مدیریت میخواهد بداند پشتیبانی چه ارزشی ایجاد کرده است
COBIT کمک میکند عملیات فناوری اطلاعات فقط از زاویه «کار انجامشده» دیده نشود. مدیریت باید بتواند بپرسد: آیا ریسک کاهش یافته؟ آیا سرویس پایدارتر شده؟ آیا ظرفیت و هزینه قابل کنترل است؟ آیا مسئولیتها روشناند؟
نتیجه برای سازمان چیست؟
- کاهش وابستگی پشتیبانی به افراد و حافظه کارشناسان.
- تشخیص بخشی از مشکلات پیش از تماس کاربران.
- ثبت و تحلیل درخواستها، رخدادها و مشکلات تکراری.
- مدیریت بهتر Endpointها و دسترسیهای پشتیبانی.
- امکان گزارشدهی مدیریتی از کیفیت و حجم خدمات.
- در نظر گرفتن امنیت، ریسک و تغییرات در کنار عملیات روزانه.
سخن پایانی: تفاوت یک شرکت پشتیبانی حرفهای با یک تیم «رفع خرابی» در تعداد تکنسینها نیست؛ در این است که چقدر زودتر میبیند، چقدر منظمتر عمل میکند و چقدر بهتر میتواند ثابت کند چه ارزشی برای سازمان ساخته است.
مشاهده خدمات پشتیبانی شبکه مدانت | چکلیست ماهانه پشتیبانی شبکه
